|
در مورد هم اتاقی وعشق و صمیمیت
|
اینم یه پیشی ناز و ملوس که داره گیتار میزنه
خیلی جیگره
نوشته شده توسط دریا
دلم برای هم اتاقی های گلم یه ذره شده الان دو ساله که از هم جدا شدیم ِ هم اتاقی هایی که الان با هم هستین قدر این روزها رو بدنید چون بالاخره یه روزی درستون تموم میشه و هر کدومتون میرین شهر خودتون پس قدر این روزهای با هم بودن رو بدونید دوستهای گلم دوستون دارم نظر یادتون نره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط دریا

وقت فریاد شب و گریه نور
خودمو صدا زدم،خدا شنید
پر زدم از سر بام تا لب عشق
هر كی چشاشو نبست خدا رو دید

نوشته شده توسط دریا
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند.ناگهان دوست سيلي خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.او بر روي سنگ نوشت:« امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد .»
دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:« چرا وقتي سيلي ات زدم ،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟»
دوستش پاسخ داد :«وقتي دوستي تو را ناراحت مي كند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند. ولي وقتي به تو خوبي مي كند بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي آن را پاك نكند.
انشاي دانش آموز کلاس دوم دبستان
ما حيوانات را خيلي دوست داريم، بابايمان هم همينطور. ما هر روز در مورد حيوانات حرف ميزنيم ، بابايمان هم همينطور. بابايمان هميشه وقتي با ما حرف مي زند از حيوانات هم ياد ميکند، مثلا امروز بابايمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداري که نشستي پاي تلوزيون؟
و هر وقت ما پول مي خواهيم مي گويد؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟![]()
چند روز پيشا وقتي ما با مامانمان و بابايمان مي رفتيم خونه عمه زهرا اينا يک تاکسي داشت مي زد به پيکان بابايمان. بابايمان هم که آن روي سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوري گوساله؟
آقاهه هم گفت؛ کور باباته يابو، پياده مي شم همچين مي زنمت که به خر بگي زن دايي
، بابايمان هم گفت: برو بينيم بابا جوجه و عين قرقي پريد پايين ولي آقاهه از بابايمان خيلي گنده تر بود و بابايمان را مثل سگ کتک زد.
بعدش مامانمان به بابايمان گفت؛ مگه کرم داري آخه؟ خرس گنده مجبوري عين خروس جنگي بپري به مردم؟![]()
ما تلوزيون را هم که خيلي حيوان نشان مي دهد دوست مي داريم، البته علي آقا شوهر خاله مان مي گويد که تلوزيون فقط شده راز بقا،حتي قديماهم همش گربه و کوسه نشون ميداد. ما فکر ميکنيم که منظور علي آقا کارتون پينوکيو باشه چون هم توش گربه نره داشت هم کوسه هم پينوکيو که دروغ مي گفت.![]()
فاميل هاي ما هم خيلي حيوانات را دوست دارند، پارسال در عروسي منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطي مرغ ها، شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که ما با آن ها خيلي بازي کرديم ولي بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را بريد! ما اولش خيلي ترسيديم ولي بابايمان گفت چند تا عروسي برويم عادت ميکنيم، البته گوسفندها هم چيزي نگفتند و گذاشتند شوهر خاله مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نيامد. ما نفهميديم چطور دردشان نيامد.![]()
ما نتيجه مي گيريم که خيلي خوب شد که ما در ايران به دنيا آمديم
تا بتونيم هر روز از اسم حيوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنيم و آنها را در تلوزيون ببينيم در موردشان حرف بزنيم و عکسهاي آن ها را به ديوار بچسبانيم و به آن ها مهرورزي کنيم و نمي دانيم اگر در ايران به دنيا نيامده بوديم چه غلطي بايد مي کرديم.![]()
بياييد باحيوانات با مهرباني رفتار كنيد و هر روز از آنها ياد كنيدمثل خانواده ي من![]()
نوشته شده توسط دریا
من سؤال كردم: چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟
خدا جواب داد....
- اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند
- اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند
- اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند
- اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند
سپس من سؤال كردم: خدایا، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟
خدا پاسخ داد:
- اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند
- اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند
- اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند
- اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند
- ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است
- اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند
- اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند
- اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند
باافتادگي خطاب به خدا گفتم: خدایا از تو سپاسگذارم
و پرسیدم: خدایا چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشي بندگانت بدانند؟
خدا لبخندي زد و گفت...
فقط اينكه بدانند من اينجا هستم









آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد
و من هرگز نمی توانم کسی را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم
نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .
قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من !!!
اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نیست
بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات !
ولنتاینت مبارک !
يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي
ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم !
با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .
قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري
از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . . .
عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
زندگی عشق است افسانه نيست آنکه عشق راآفريد ديوانه نيست
عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به يادش باشي
بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم
تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند
اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!
دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست
چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!
می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک
اگر روزي دشمن پيدا کردي بدون در رسيدن به هدفت موفق بودي.اگر روزي تهديدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزي خيانت ديدي بدون قيمتت بالاست. اگر روزي ترکت کردند بدون با تو بودن لياقت ميخواد
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.
زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...
هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت...
ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.
حرفهايي هست براي نگفتن و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرفهايی است كه براي نگفتن دارد و كتاب هايی نيز هست براي ننوشتن و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي...
کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت
اتل متل یه فانوس فرستادم برات بوس گرفتی بگو آره نشد بگو دوباره

نوشته شده توسط دریا
زندگی گلبرگ است ما بر آن چون شبنم...
و چه زیبا که به وقت رفتن بر لبان تشنه ای بنشینیم...
هیچ چیزی رو از دست نمیدی
با دست خالی اومدی با دست خالی هم میری
تو این مسیر پرخطر ممکنه گاهی هم زمین بیفتی
اما وقتی که افتادی دیگه تخت رو زمین دراز نکش
این فرمول رو به خاطر بسپار
نه بار زمین بخور اما ده بار برخیز
این جمله رو با خودت تکرار کن
من خم می شوم اما نمی شکنم
راستی یادت باشه وقتی موفقی که
با آجرهایی که دیگرون به طرفت پرت می کنن
یه خونه محکم برای خودت بسازی.........