تبليغاتX
ham otaghihaye barani
در مورد هم اتاقی وعشق و صمیمیت

اینم یه پیشی ناز و ملوس که داره گیتار میزنه

خیلی جیگره

 

نوشته شده توسط دریا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/08/02ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

سلام دوستهای عزیز خوبین؟ یه ساله که چیزی ننوشتم اما امروز تصمیم گرفتم دوباره بنویسم

دلم برای هم اتاقی های گلم یه ذره شده الان دو ساله که از هم جدا شدیم ِ هم اتاقی هایی که الان با هم هستین قدر این روزها رو بدنید چون بالاخره یه روزی درستون تموم میشه و هر کدومتون میرین شهر خودتون پس قدر این روزهای با هم بودن رو بدونید دوستهای گلم دوستون دارم نظر یادتون نره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نوشته شده توسط دریا

+ نوشته شده در  شنبه 1390/07/30ساعت 12:57 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

deborah.mihanblog.com
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/11ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

deborah.mihanblog.com
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/11ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

deborah.mihanblog.comdeborah.mihanblog.com

 

deborah.mihanblog.comdeborah.mihanblog.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/11ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/11ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

انیمیشن های متحرک جذاب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/07/11ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/07/10ساعت 12:42 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

روزی از دانشمندی ریاضیدان  نظرش را درباره زن و مرد  پرسیدند...جواب داد
 
اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =

 اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =
10
اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =
100
اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر  جلوی عدد یک میگذاریم=
1000
                                         
ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر هم به تنهایی هیچ نیست 
پس ان انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت 
=
=
=
=
=
=

نتیجه : اگر اخلاق نباشد انسان خدای ثروت و اصل و نسب و زیبایی هم باشد هیچ است
 
نوشته شده توسط دریا
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/05ساعت 9:38 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

وقت فریاد شب و گریه نور

خودمو صدا زدم،خدا شنید

پر زدم از سر بام تا لب عشق

هر كی چشاشو نبست خدا رو دید

 

نوشته شده توسط دریا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/05ساعت 9:37 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

 


دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد.دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفي روي شن نوشت: « امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد».

آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند.ناگهان دوست سيلي خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.او بر روي سنگ نوشت:« امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد .» 



دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:« چرا وقتي سيلي ات زدم ،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟»


دوستش پاسخ داد :«وقتي دوستي تو را ناراحت مي كند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند. ولي وقتي به تو خوبي مي كند بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي آن را پاك نكند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/05ساعت 9:34 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

 

انشاي دانش آموز کلاس دوم دبستان

  ما حيوانات را خيلي‌ دوست داريم، بابايمان هم همينطور. ما هر روز در مورد حيوانات حرف مي‌زنيم ، بابايمان هم همينطور. بابايمان هميشه وقتي‌ با ما حرف مي زند از حيوانات هم ياد مي‌کند، مثلا امروز بابايمان دوبار به ما گفت؛ توله سگ مگه تو مشق نداري که نشستي پاي تلوزيون؟ و هر وقت ما پول مي خواهيم مي گويد؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟

چند روز پيشا وقتي‌ ما با مامانمان و بابايمان مي رفتيم خونه عمه زهرا اينا يک تاکسي داشت مي زد به پيکان بابايمان. بابايمان هم که آن روي سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوري گوساله؟ آقاهه هم گفت؛ کور باباته يابو، پياده مي شم همچين مي زنمت که به خر بگي‌ زن دايي، بابايمان هم گفت: برو بينيم بابا جوجه و عين قرقي پريد پايين ولي‌ آقاهه از بابايمان خيلي‌ گنده تر بود و بابايمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابايمان گفت؛ مگه کرم داري آخه؟ خرس گنده مجبوري عين خروس جنگي بپري به مردم؟

ما تلوزيون را هم که خيلي‌ حيوان نشان مي دهد دوست مي داريم، البته علي‌ آقا شوهر خاله مان مي گويد که تلوزيون فقط شده راز بقا،حتي قديماهم همش گربه و کوسه نشون ميداد. ما فکر مي‌کنيم که منظور علي‌ آقا کارتون پينوکيو باشه چون هم توش گربه نره داشت هم کوسه هم پينوکيو که دروغ مي گفت.

فاميل هاي ما هم خيلي‌ حيوانات را دوست دارند، پارسال در عروسي‌ منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطي‌ مرغ ها، شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که ما با آن ها خيلي‌ بازي کرديم ولي‌ بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را بريد! ما اولش خيلي‌ ترسيديم ولي‌ بابايمان گفت چند تا عروسي‌ برويم عادت مي‌کنيم، البته گوسفندها هم چيزي نگفتند و گذاشتند شوهر خاله مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نيامد. ما نفهميديم چطور دردشان نيامد.

ما نتيجه مي گيريم که خيلي‌ خوب شد که ما در ايران به دنيا آمديم تا بتونيم هر روز از اسم حيوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنيم و آنها را در تلوزيون ببينيم در موردشان حرف بزنيم و عکس‌هاي آن ها را به ديوار بچسبانيم و به آن ها مهرورزي کنيم و نمي دانيم اگر در ايران به دنيا نيامده بوديم چه غلطي بايد مي کرديم.

بياييد باحيوانات با مهرباني رفتار كنيد و هر روز از آنها ياد كنيدمثل خانواده ي من

        

  نوشته شده توسط دریا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/05ساعت 9:32 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

شبی خواب دیدم که به دیدن خدا رفته ام: خدا از من پرسيد: دوست داري با من صحبت كني؟ پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشيد خدا لبخندي زد و پاسخ داد: زمان من ابديت است... چه سؤالاتي در ذهن داري كه دوست داري از من بپرسي؟

من سؤال كردم:  چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي كند؟

خدا جواب داد....

- اينكه از دوران كودكي خود خسته مي شوند و عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند...و دوباره آرزوي اين را دارند كه روزي بچه شوند

- اينكه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي كنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند

- اينكه با نگراني به آينده فكر مي كنند و حال خود را فراموش مي كنند به گونه اي كه نه در حال و نه در آينده زندگي مي كنند

- اينكه به گونه اي زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند كه گويي هرگز نزيسته اند


سپس من سؤال كردم: خدایا، دوست داري كه بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟

خدا پاسخ داد:

- اينكه ياد بگيرند نمي توانند كسي را وادار كنند تا بدانها عشق بورزد. تنها كاري كه مي توانند انجام دهند اين است كه اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند

- اينكه ياد بگيرند كه خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه كنند

- اينكه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند

- اينكه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممكن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند

- ياد بگيرند كه فرد غني كسي نيست كه بيشترين ها را دارد بلكه كسي است كه نيازمند كمترين ها است

- اينكه ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند كه چگونه احساساتشان را بيان كنند يا نشان دهند

- اينكه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يك چيز نگاه كنند و آن را متفاوت ببينند

- اينكه ياد بگيرند كافي نيست همديگر را ببخشند بلكه بايد خود را نيز ببخشند

باافتادگي خطاب به خدا گفتم: خدایا از تو  سپاسگذارم

و پرسیدم:  خدایا چيز ديگري هم هست كه دوست داشته باشي بندگانت  بدانند؟

خدا لبخندي زد و گفت...

فقط اينكه بدانند من اينجا هستم

نوشته شده توسط دریا
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/05ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

http://www.persianleague.com/news/images/nekonam-melli.jpg
+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/07/05ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

 
۲۵ سال زمینی شدنت مبارک بهار زندگیم . روحی جان
 
 
 
اینم کیک تولدت
 
 
ای روشنی گسترده ، ای زیبایی محض ، ای آسمان بی کران مهربانی

کلامی می آفرینم تا با تو سخن بگویم

سالروز زمینی شدنت مبارک . . .
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/03/26ساعت 10:44 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بی آسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام


آتشی که عشق روشن می کند بسیار بیشتر از سردی و خاموشی ای است که تنفر به بار می آورد
و من هرگز نمی توانم کسی را که به او لبخند نزده ام از ته دل دوست داشته باشم


نميگم دوستت دارم
نميگم عاشقتم
ميگم ديونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگي بيخيال ديونست . . .

قلب مهربانت مثلثي را مي ماند در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من !!!


اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش كسي نیست

بهترين لحظه، لحظه ايست كه فكر كني فراموشت كردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بياد كه توش نوشته ميميرم برات !
ولنتاینت مبارک !


يادته بهت گفتم كه خشت ديوار دلتم، تو هم منو شكستي
ولي اشكالي نداره، حالا خاك زير پاتم !

با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .


قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري
از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام . . .


عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم

زندگی عشق است افسانه نيست آنکه عشق راآفريد ديوانه نيست

عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به يادش باشي

بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم


تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

اي کاش که معشوق ز عاشق طلب جان مي کرد، تا که هر بي سرو پايي نشود يار کسي !!!


دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست


چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!


می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک


اگر روزي دشمن پيدا کردي بدون در رسيدن به هدفت موفق بودي.اگر روزي تهديدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزي خيانت ديدي بدون قيمتت بالاست. اگر روزي ترکت کردند بدون با تو بودن لياقت ميخواد


من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو، به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو، من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو.

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.
زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.
زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.
زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.
زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست، زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است، زندگي مثل زمان در گذر...

هر كي اومد پيش من يه ذره جاتو نگرفت....هيچ ادايي جاي اون نازو اداتو نگرفت....پيش هر نقاشي رفتم تو رو نقاشي كنه، روي هر بومي زدم رنگ چشاتو نگرفت...


ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن.


حرفهايي هست براي نگفتن و ارزش عميق هر كسي به اندازه ي حرفهايی است كه براي نگفتن دارد و كتاب هايی نيز هست براي ننوشتن و من اكنون رسيده ام به آغاز چنين كتابي...


کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميزاشت دلمون رو تنها نميذاشت... کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميزاشت

 اتل متل یه فانوس فرستادم برات بوس گرفتی بگو آره نشد بگو دوباره
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1389/03/21ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

 

 

 

نوشته شده توسط دریا

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/18ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

تو رو خدا مامانی بذار  بیام رو کولت خسته شدم اینقده راه اومدم

 

نوشته شده توسط دریا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/18ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

 

زندگی گلبرگ است ما بر آن چون شبنم...

و چه زیبا که به وقت رفتن بر لبان تشنه ای بنشینیم...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/12ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  | 

زندگی سخته اما باید خطر کرد

هیچ چیزی رو از دست نمیدی

با دست خالی اومدی با دست خالی هم میری

تو این مسیر پرخطر ممکنه گاهی هم زمین بیفتی

اما وقتی که افتادی دیگه تخت رو زمین دراز نکش

این فرمول رو به خاطر بسپار

نه بار زمین بخور اما ده بار برخیز

این جمله رو با خودت تکرار کن

من خم می شوم اما نمی شکنم

راستی یادت باشه وقتی موفقی که

با آجرهایی که دیگرون به طرفت پرت می کنن

یه خونه محکم برای خودت بسازی.........

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/11/12ساعت 2:35 بعد از ظهر  توسط باران.دریا.ساحل.ستاره همیشه خندون  |